حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2216
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
شده ، كه بعض محقّقين اين مردم را از بوميهاى اين صفحه قبل از آمدن آريانهاى ايرانى بايران ميدانند . محل سكناى اينها چنين به نظر ميآيد ، كه بين كادوسيان و تپوريها بوده ، يعنى از رود آمل يا اراز به طرف مغرب ، مثلا تنكابن كنونى . اين مردم قومى بودند فقير ، ولى خيلى جنگى . ژوستن گويد فرهاد جنگ را بمملكت قومى نيرومند و شجاع برد ( كتاب 41 ، بند 5 ) . آرّيان نوشته ، كه ماردها مردمى بودند بىبضاعت ، ولى در كشيدن بار فقر و قحطى شجاع ( قشون كشىهاى اسكندر - كتاب سوّم ) . سترابون نام اين مردم را مارد و آمارد نوشته . از اينجا بعضى تصوّر ميكنند ، كه نام آمل از اسم اين مردم آمده ( آمارد - آمالد - آملد - آمل ) . جنگ فرهاد با ماردها چندين سال بدرازا كشيد ، از اينجا معلوم است ، كه جنگ با اين مردم سخت بوده . از طرف ديگر ديده مىشود ، كه سلوكىها در اين جنگ هيچ دخالت نميكنند ، و حال آنكه اسما اين صفحه يكى از ايالات تابعه آنها است . از اينجا چند نكته را ميتوان استنباط كرد ، اوّلا حكومت سلوكيها در اين زمان رو بضعف گذارده بود و ماردها مردمى نبودند ، كه به آسانى در تحت تابعيّت بمانند ، بنابراين اعتناء بسلوكيها نداشتند ، حتّى ظنّ قوى اين است ، كه پس از اسكندر مستقل شده بودند . ثانيا ، چنان كه ميدانيم ، آنتيوخوس سوّم پدر سلكوس چهارم فيلوپاتر ، كه معاصر فرهاد بود ، شكستى سخت از روميها خورده غرامتى سنگين به آنها پرداخته بود . بنابراين پسرش نميخواست خود را در مشرق دوچار گرفتارى جديدى كند . از همه اين ملاحظات گذشته ، ماردها مردمى بودند فقير و بىبضاعت ، كه معاش آنها از راهزنى تأمين ميشد و بااينحال از گم كردن اين ولايت ضررى بخزانه سلوكى وارد نميآمد . پس از تسخير صفحه ماردها نظر فرهاد به طرف رى متوجّه گشت . در باب رى كرارا بالاتر گفته شده است ، كه صفحهاى بود بين دربند درياى گرگان ( دروازهء بحر خزر ) و ماد ، ولى جزء ماد بزرگ بشمار ميآمد . داريوش در كتيبه بيستون شهر رى را رگ ناميده ، در آوستا هم نام آن چنين است و نويسندگان